قرص خواب آورم...
سلام به پسمل مامانی که توی شکم مامان میره اینور و اونور
نمی دونم بخاطر فصل بهاره یا بخاطر تو! می خوابمااا!
البته قبلا ها هم از خواب بدم نمیومد و کلا خانوادگی می خوابیم ولی الان خیلی سخت تر بیدار می شم
. به بابا محسنت می گم تقصیر این پسره مثل قرص خواب آور شده واسه مامانش
. ای شیطون ...
دیروز بابا محسن حساب کرد
طبق سونوگرافیه آخری که در تـاریخ چهاردهم اسفند۸۹ دادم
، تو ۱۷ هفته و ۱ روز سن داشتی ، پس الان در هفته ۲۴ رفتی . جیگر مامان توی هفته ی ۲۴ واسه خودت مردی شدی دیگه
. طبق کتاب همه ی مادران سالم اند اگر ... تو الان سرفه و سکسکه
می کنی که من باید اونا رو با تکونهای ناگهانی حس کنم
. هنوز چربی در بدنت خوشگلت ایجاد نشده پس مامانی هنوز لاغری...
غدد عرق در پوستت در حال شکل گرفتنه ، عضلات دست و پات هم کاملا شکل گرفتند و تو مرتب اونا رو امتحان می کنی که همین فعالیتهات و من گاهی حس می کنم
. راستی می تونی اخم کنی
، لبهاتو غنچه کنی
، دهانت هم باز و بسته کنی
که الهی مامان قربونش بره
. تازشم صدای من و بخوبی می تونی بشنوی و به صداهای ناگهانی واکنش نشون بدی
.شست خودتو می مکی ،الهیییییییییییی . پلکهات هنوز بسته اند
و به زودی شخصیتت شروع به شکل گرفتن می کند.
پس پسرم خوب بخور و قوی شو که مامان منتظرته ...
![]()


قرص خواب آورم...
