ابوالفضلابوالفضل، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 18 روز سن داره

پسمل مامانی و بابایی

قرص خواب آورم...

1390/2/3 16:45
نویسنده : ندا
403 بازدید
اشتراک گذاری

سلام به پسمل مامانی که توی شکم مامان میره اینور و اونور

نمی دونم بخاطر فصل بهاره یا بخاطر تو! می خوابمااا! البته قبلا ها هم از خواب بدم نمیومد و کلا خانوادگی می خوابیم ولی الان خیلی سخت تر بیدار می شم. به بابا محسنت می گم تقصیر این پسره مثل قرص خواب آور شده واسه مامانش . ای شیطون ...

دیروز بابا محسن حساب کرد طبق سونوگرافیه آخری که در تـاریخ چهاردهم اسفند۸۹ دادم سوال، تو ۱۷ هفته و ۱ روز سن داشتی ، پس الان در هفته  ۲۴ رفتی . جیگر مامان توی هفته ی ۲۴ واسه خودت مردی شدی دیگه . طبق کتاب همه ی مادران سالم اند اگر ... تو الان سرفه و سکسکه می کنی که من باید اونا رو با تکونهای ناگهانی حس کنم . هنوز چربی در بدنت خوشگلت ایجاد نشده پس مامانی هنوز لاغری...نگران غدد عرق در پوستت در حال شکل گرفتنه ، عضلات دست و پات هم کاملا شکل گرفتند و تو مرتب اونا رو امتحان می کنی که همین فعالیتهات و من گاهی حس می کنم. راستی می تونی اخم کنی ، لبهاتو غنچه کنی، دهانت هم باز و بسته کنی که الهی مامان قربونش بره ماچ. تازشم صدای من و بخوبی می تونی بشنوی و به صداهای ناگهانی واکنش نشون بدی.شست خودتو می مکی ،الهیییییییییییی . پلکهات هنوز بسته اند و به زودی شخصیتت شروع به شکل گرفتن می کند.

پس پسرم خوب بخور و قوی شو که مامان منتظرته ...

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (5)

مریم مریم مریم
3 اردیبهشت 90 16:45
بسم الله ، چه ناناز این پسره چقدر جالبه که یه روزی که به سن و سال ما می شه این چیزها رو بخونه و ببینه که چی بوده و چی شده!!!!!: واقعا جالب بود و علمی چه مامانیه با ذوق وشوقی داره این ابوالفضل کوچولو ، معلومه که بچه ی اولشه خاله مریمش قربونش شه الهی دوستتون دارم جفتتون و به خدا میسپارمتون خدانگهدددددددددددددداااااار
مامان .....
3 اردیبهشت 90 17:28
سلام مامان ابوالفضل خیلی ممنون از اینکه تو وبلاگ ما و نینیمون نظر دادی امیدوارم پسر تون به سلامتی دنیا بیاد و نازنازی باشه راستی لطف میکنی بگی اون ثانیه شماری که بلای وبت گذاشتی از کجا میشه گذاشت مرسی عزیزم ....
maryam
3 اردیبهشت 90 18:16
http://www.irisbs.ir/forums/index.php?topic=403.0
مامان روژین
4 اردیبهشت 90 2:43
سلام . عزیزم تا می تونی بخواب . دخترم که از نظر خواب منو اصلاً اذیت نکرد . واقعاً میگم . از اولش خوش خواب بود . ولی همه اونهایی که پسر دارن از بیخوابی های فینگیلی هاشون اسیرن . دوروبری های من که اینطورند . یه روزی بشه که حسرت این خواب رو بخوری .
خـــــــــــاله مـــــــــنا
4 اردیبهشت 90 15:03
ســـــــــلام به خواهر حامله ای که کم کم دست بهداشت خانواده رو از پشت بسته!!!!! بی خیال بابا از اینکه این همه برای ابوالفضل کوچولو اطلاعات کسب می کنی خیلی خوشحالم مراقب خودت باش عزیز جووووووووووون دوستت دارم خداحافظ را بیامرزد